این چند وقت
95-5-26
عزیزکم این عکسا برای مرداد ماهه ولی خب نه تاریخ بالایی..
اینبار که با بابایی برای اصلاح موهاتون رفته بودین.. بنزین تموم کرده بودین و با تاکسی مسیری رو رفته و بنزین تهیه کرده و برگشته بودین و کلی برای تو تنوع شده بود و هیجان داشتی و وقتی برگشتین خونه کلی برام تعریف میکردی..
پسرک خسته من اونشب بعد دوش گرفتن..

پارک عباس میرزا..


و علاقه شما 2تا به جمع کردن سنگ..

اینم 1 روز دیگه و 1 پارک دیگه که ماکت جاهای دیدنی شهرمونو گذاشتن..

وارد که شدیم خوودت خواستی با این آقا عکس بگیری..اولش اینجوری نشستی..

ولی بعد.. اینجوری.



و کلی عکس دیگه که نمیذارمشون اینجا..
1روز که کیک پختیم و تو موقع عکس اینجوری کردی..میگم چرا؟میگی یعنی خوشمزه ست دیگه مامان. 


و پسرک شیطون من..

و 17 مرداد که رفته بودیم خونه خاله مهری.. دوست دوران دبیرستان مامان..
شما و هستی خانم خاله مهری..

و شما 3 وروجک.. امیرحسین خاله بهجت..


و 1 روز دیگه که سه تایی رفته بودیم شهر بازی..



و آبپاش که برای گلا و درخت های حیاط خریدی..

موفق باشی نازنینم...




این چند وقت
